X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 5 بهمن 1388 ساعت 01:56 ب.ظ

امروز مطلب قابل توجه و جالبی را، در کتابی می خواندم! اینجا می نویسم تا شما هم مثل من از خواندنش لذت ببرید! فقط خواهشا دوستان به مسائل س ی ا س ی روز ربطش ندهید! چون کاملا بی ربط  است!!! هدف، تنها مرور تاریخ است!!!!  

 

او قبل از تاج گذاری ضمن سخنرانی مفصلی برای سپاهیان و نمایندگان کشورهای دنیا گفت: 

« من وظیفه ای را که درباره ی اصلاح نظام و ایجاد یک نیروی جدید جنگی برای برقرار ساختن امنیت کشورم، ایران عزیز به عهده داشتم و همانطور که الان تشریح کردم، انجام دادم، اینک احساس می کنم که بسیار خسته هستم. در حال حاضر هم شاه طهماسب دوم و هم فرزندش، شاه عباس سوم، هر دو در قید حیات هستند و کشور نیز در امنیت کامل است. شما مختارید که یکی از آن دو نفر، یا هر کس دیگر را که مایل هستید به سلطنت انتخاب کنید، من نیز به خراسان خواهم رفت تا بقیه ی عمرم را در آن سرزمین که زادگاه من است، بگذرانم». 

او چهل روز از قبول سلطنت خودداری کرد و چون کنگره ی بزرگ دشت مغان جواب قطعی از نادر نگرفتند از این رو در یک روز نمایندگان کنگره به حضورش رسیدند و پس از گفتگوی مفصل و مشروح او را قانع کردند که سلطنت را بپذیرد و او طی صورت جلسه ی مفصلی پادشاهی را قبول کرد! 

... 

درباره ی این مرد بزرگ تاریخ یادداشتهای فراوانی نوشته شده و هر یک به زعم خود ویژگی هایش را شرح داده اند، از جمله فریزر مولف تاریخ نادر است که درباره اش می نویسد: 

« ... آن قدر کار می کرد که از غذا خوردن غافل می شد، اغلب نخود در جیب داشت و با آب قناعت می کرد، زین اسب بالینش بود و او یک متخصص بزرگ جنگی بود که جز به ایران و سربلندی آن فکر نمی کرد».  

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo