X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 1 شهریور 1389 ساعت 11:17 ب.ظ

حضرت داوود (ع) در حال عبور از بیابان مورچه ای را دید که مرتبا از تپه ای خاک بر می دارد و به جای دیگری می ریزد، از خداوند خواست که از راز این کار آگاه شود ...

مورچه به سخن آمد:« معشوقی دارم که شرط وصل خود را آوردن تمام خاک های آن تپه در این محل قرار داده است!»

حضرت داوود(ع) فرمود: تو با این جثه کوچک تا کی می توانی خاک های این تل بزرگ را به محل مورد نظر منتقل کنی؟ آیا عمر تو کفایت خواهد کرد؟

مورچه گفت: همه اینها را می دانم؛ ولی خوشم که اگر در این راه بمیرم، به عشق محبوبم مرده ام!

در اینجا حضرت داوود(ع) منقلب شد و فهمید که این جریان درسی برای او است.


منبع 



del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo