X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 19 تیر 1392 ساعت 06:34 ب.ظ

می گویند: پیرمردی بر روی آخرین نیمکت یک کلیسای محقر و خلوت روستایی نشسته بود، به او گفتند: شما منتظر چه هستید و چکار می کنید؟ گفت: « من خدا را می نگرم و خدا مرا می نگرد.»


ای خنک آن را که بیند روی تو

یا در افتد ناگهان درجــوی تــو



del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo