عشق شوری در نهاد ما نهاد

 

عشق شوری در نهاد ما نهاد

جان ما در بوته ی سودا نهاد

 

گفتگویی در زبان ما فکند

جستجویی در درون ما نهاد

 

داستان دلبران آغاز کرد

آرزویی در دل شیدا نهاد

 

قصۀ خوبان به نوعی باز گفت

آتشی در پیر و در برنا نهاد

 

عقل مجنون در کف لیلا سپرد

جان وامق بر لب عذرا نهاد

 

بهر آشوب دل سودائیان

خال فتنه بر رخ زیبا نهاد

 

از پی برگ و نوای بلبلان

رنگ و بویی بر گل رعنا نهاد

 

فتنه ای انگیخت شوری در فکند

در سرا و شهر ما چون پا نهاد