- از اباصلت نقل شده است که امام رضا(ع) وقتی به باغ حمید بن قحطبه( محل دفن هارون) در آمد از مرگ خود و از محل دفن خویش در همان محل و در رو به روی مزار هارون خبر داد و اسراری را در این زمینه بیان کرد. پس از شهادت امام(ع) مساله به همانگونه شده بود که حضرت خبر داد. تا حدی که خواستند قبر امام(ع) را در پشت قبر هارون قرار دهند، نشد. سنگی سخت در سر راه بود که مانع کندن قبر می شد و ناچار در جلوی قبر هارون امام(ع) را دفن کردند. پیشگوئی های امام رضا(ع) درباره ی برمکیان نیز عظیم است. امام رضا(ع) در منی خبر فنای آنها را داده بودند و پس از اندک مدتی اتفاق افتاد آنچه را که برای ذهن ها بعید بود (قائمی؛ ۱۳۸۷: ۱۰۴).
- در راه جنگ نهروان، لشکر امیرالمؤمنین(ع) از دیری می گذشت، پیری ترسا بر بالای دیر بود، نعره زد که ای لشکر! پیشوای خود را بگوئید نزدم آید؛ به امام این خبر را رساندند، امام به طرف راهب آمد، چون نزدیک شد عرض کرد: ای سرور لشکر! کجا می روی؟!
امام فرمود: به جنگ دشمنان دین.
عرض کرد:در همین جا توقف کن و لشکر خود را بفرما که متوجه جنگ مخالفان نشوند که ستاره ی مسلمانان به خوشبختی نیست و این ساعت، طالع ندارد؛ چند روز صبر کنید تا کواکب سعد شود آن وقت حرکت کنید که پیروز خواهید شد.
امام(ع) فرمودند: تو دعوی علم آسمان می کنی؟! مرا از سیر فلان ستاره خبر ده؛ عرض کرد:
اسمش را نشنیدم! امام سؤال از ستاره ی دیگری کردند؛ باز ندانست!
فرمودند: تو از آسمانها علم نداری، از احوال زمین می پرسم؛ آنجا که ایستاده ای می دانی در زیر پای تو چه چیزی مدفون است؟
عرض کرد: نمی دانم
فرمودند: ظروفیست و فلان عدد دینارهای سکه دار و نقش دار در آن می باشد؛
عرض کرد: از کجا می فرمایی؟
فرمودند: رسول خدا مرا خبر داده است؛ حتی فرمود: تو با این قوم نهروانیان می جنگی از لشکر تو ده نفر کشته و از لشکر دشمن، کمتر از ده نفر فرار می کنند.
راهب متحیر شد و تعجب کرد!
امام(ع) فرمودند: زیر قدم او را حفر کنید، پس از کندن آن ظروف و دینارها که نشانی هایش را امام فرموده بودند یافتند. پس از مشاهده ی صدق کلام امام(ع) راهب به دست و پای حضرت افتاد و مسلمان شد و سپس حضرت متوجه نهروان گردید (صداقت؛ ۱۳۷۹: ۱۵- ۱۴).
منابع:
۱- صداقت؛ علی اکبر، داستانهائی از زندگانی حضرت علی(ع)، انتشارات : ناصرقم، چاپ دوم ۱۳۷۹
۲- قائمی؛ علی، در مکتب آل محمد( امام علی بن موسی الرضا)، انتشارات: امیری ۱۳۷۸